محمد حسن خان اعتماد السلطنه

673

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

باستيان طهران ( ص 101 - ص 69 چاپ اول ) همانجائى كه امروز محل شركت تعاونى ارتش است نزديك چهارراه حسن آباد . نواب فتحعلى خان ( ص 103 س 28 - ص 72 چاپ اول ) يعنى فتحعلى خان پسر شاهقلى خان پسر مهدى خان پسر محمد ولى خان پسر شاهقلى خان قاجار قويونلو كه ابتدا بر قلعهء مبارك آباد در گرگان دست يافت و آنگاه شهر استراباد را مقر خود ساخت و بر نواحى اطراف آن دست انداخت و چون دورهء انحطاط خاندان صفوى بود كسى در مقام منع او برنيامد تا حادثهء افغان روى داد . در اين پيش‌آمد فتحعلى خان با يك هزار سوار به اصفهان رفت ولى شاه سلطان حسين او را به مقر خود برگردانيد . شاه طهماسب ثانى پسر شاه سلطان حسين وقتى از اصفهان به قزوين رفت و امراى اطراف را به كمك خود خواند فتحعلى خان نيز موقع را مغتنم شمرده به خدمت او پيوست و با او به خراسان رفت . در خراسان رقيب شجاع باهوشى براى او پيدا شد كه همان نادر قلى افشار باشد . نادر با شجاعت و فتوحات خود سردارى لشكر شاه - طهماسب را به دست گرفت و چون فتحعلى خان را رقيب خود مىديد و فتحعلى خان هم به علت كمكى كه به شاه كرده بود و به اتكاء ايل خود سر خودسرى داشت نادر از شاه حكم قتل او را گرفت و او را به دست مهدى بيك دولوى قاجار كه فتحعلى خان پدرش را كشته بود در 14 صفر سال 1139 كشت و او را در مقبرهء خواجه ربيع به خاك سپردند . فتحعلى خان در موقع مرگ چهل و دو سال و يك پسر داشت كه همان محمد حسن خان باشد ( از منتظم ناصرى ، ج 3 به اختصار صفحات 14 ، 15 ، 22 ، 23 ) . بنياد شهر جديد طهران ( ص 105 - ص 73 چاپ اول ) اين كار دولت ناصرى قابل تقدير است كه زمين را مال التجاره نساختند و مردم را گرفتار و اقتصاد مملكت را فلج ننمودند . از ابتدائىترين حقوق و جوامع مردم خانه و مسكن است كه هر حيوانى را هم از آن گريزى نيست تا چه رسد به انسان و از زشت‌ترين كارها ايجاد زحمت و اشكال كردن براى مردم است در ساختن خانه و كاشانه ، آن هم در جائى كه زمين باير بسيار و به نسبت زمين جمعيت كم است . از اين گذشته وقتى زمين به عنوان مال التجاره موضوع دادوستد تجارى قرار گرفت كار توليدى به تدريج از ميان مىرود و جاى سرمايه‌هائى را كه در زمين ريخته مىشود سرمايه‌هاى خارجى